فن و اسلوب اهميت زيادي داده مي‌شد. اين گرايش‌هاي تحليلي عصر هلنيستي در اعصار بعدي‌ باز هم بيشتر مورد تأكيد قرار خواهد گرفت‌، ولي اين‌ها از همان آغاز هم واضح است‌. موزيوم‌ اسكندريه را مي‌توان مظهر مرحلهٴ تازه‌اي در پيش‌رفت بشر دانست‌.

ب‌. گسترش كتب مقدس يهودي‌

تفسير شفاهي‌. پس از بازگشت از بابل به فلسطين‌، اكثريت يهوديان به زبان آرامي‌1 سخن‌ مي‌گفتند، نه به عبري‌، از اين رو لازم شد كه كتاب‌هاي مقدس به زبان آرامي ترجمه و توضيح‌ داده شود. بدين ترتيب به اصطلاح تفسيري شفاهي‌2 پيدا شد.3 نخستين تفسيرها كاملاً شفاهي‌ بود، و از اين رو نمي‌توان تاريخ آنها را تعيين كرد. آنها روايتي را مغاير با ترجمهٴ هفتاد نفري (و احتمالاً مقدم بر آن‌) و هم‌چنين مغاير با نوشته‌هاي عبري (صوفريم‌4)، كه تا سدهٴ دوم ميلادي‌ كاملاً تبلور نيافته بود، ارائه مي‌دهند. تفسيرهاي آرامي مكتوب در سدهٴ اول ميلادي هم وجود داشت‌، ولي آنها كه هم‌اكنون در دست ماست بسيار متأخر (از سدهٴ چهارم و پس از آن‌) است‌.

ترجمهٴ هفتاد نفري‌. جامعهٴ بزرگي از يهوديان كه در اسكندريه به وجود آمده بود، به تدريج‌ زبان آرامي را فراموش كرد و به يك لهجهٴ يوناني سخن گفت (يوناني يهودا - هلني‌5). اعضاي اين‌ جامعه به ترجمهٴ يوناني كتاب‌هاي مقدس احتياج داشتند. چنين ترجمه‌اي در عصر بطليموس‌ فيلادلفوس (شاه مصر از 285 تا 247) به وسيلهٴ گروهي از يهوديان اسكندريه (نه فلسطين‌) شامل هفتاد و دو (يا هفتاد) نفر صورت گرفت‌، كه به ترجمهٴ هفتاد نفري6 معروف است‌.
اين اقدام در ابتدا به اسفار خمسه محدود بود و به وسيلهٴ آريستياس‌7، كاهن اعظم اورشليم‌، تأييد شده بود. كتاب‌هاي ديگر عهد عتيق بعداً ترجمه شد، همهٴ آنچه در كتاب مقدس مسيحي‌ آمده‌، پيش از 132 ق م‌، و همهٴ كتب مقدس عبري‌، از جمله آثار منحول (آپوكريف‌) پيش از آغاز تاريخ ميلادي‌، به يوناني در دست‌رس بوده است‌. بايد توجه داشت كه اين ترجمهٴ يوناني پيش از تثبيت متن واحد عبري كتب مقدس (يعني سدهٴ اول يا دوم ميلادي‌) مدوّن شده بود. اين امر منشأ مجادلات بي‌پاياني شد، چون بدين ترتيب دو مجموعهٴ عهد عتيق به وجود آمده بود -- يك كتاب مقدس مسيحي براساس ترجمهٴ هفتاد نفري و يك كتاب مقدس يهودي براساس متن‌ رسمي عبري‌. ترجمهٴ هفتاد نفري قديم‌ترين اثر بزرگي بود كه از زبان ديگري ترجمه شده بود.


1 .در قديم كلداني خوانده مي‌شد. به درستي نمي‌توان گفت به چه سرعت و تا چه حد عبري جاي خود را به زبان آرامي داد.
2 targum. ، ترجمهٴ اسفار عهد عتيق به آرامي يا كلداني‌.
3 .تارگوم در زبان آرامي به معني تفسير است‌. در قديم تارگوم را ((تقرير كلداني‌)) مي‌گفتند.
Sopherim .4
Judaeo-Hellenistic .5
the LXX ,the Septuaginta .6
Aristeas .7